منتظرم
سلام
در روز یک شنبه جان گیری از تبار عزرائیل آمد و جان سیدی از وفایی تباران را گرفت و چون از ذو الحقوق بنده بود قم را به مقصد زادگاه ترک کردم.در تدفین و تشییع او شرکت کردم در هر مجلسی سخن گفتم و سر سختانه اما منطقی و در قالب خوش رویی و خوش گویی از ره پر افتخار شهدا دفاع کردم و خلاصه برجستگی های کار شهدا و برکت خون آنها را یاد آوری کردم .
در آن مراسمات برادر شهید سید اردشیر وفایی را دیدم و از او خاطرات و عکس و ...آن شهید را طلبیدم. از امشب منتظر آن مرسولاتم.البته اکنون نیز خسته ام اما به عشق شهدا نوشتم.
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 23:51 توسط محمدی وفایی
|
امام خمینی «ره»: