گستره شفاعت سید شهید


 مرحوم آیت الله نخودکی اصفهانی می فرمایند :  به هرجا که رسیدم با سه چیز رسیدم :
اول - احترام به سادات و فرزندان اهل بیت ،
 دوم - نماز اول وقت ،
سوم - رزق حلال.
مرحوم آیت الله تهرانی   که حدود بیست سال پیش از دنیا رفتند .
روزی هنگام پاسخ دادن به  یکی از شاگردان خود یک مقدار صدای خود را بلند کردند . بعد از درس، به شاگرد خود که از سادات بود گفتند که من باید دست شما را ببوسم ، چرا که صدای من بر فرزند زهرا (س) بلند شد  .
یکی از شاگردان ایشان می گوید من دو ساعت وقت ایشان را گرفتم و ایشان ایستاده پاسخ سوالات من را دادند . برای این کار من خیلی خجالت  کشیدم  وگفتم من را حلال کنید . ایشان گفتند مزاحمتی نبود اما چون اصرار می کنی من یک تقاضایی از شما دارم . روز قیامت وقتی که من را احیاناً به سمت جهنم می برند ،
  شفاعت من را نزد مادر خود زهرا(س) بکن.(استادعالی)
حال اگر سید بود و به درجه شهادت هم رسیده باشد به یقین گستره شفاعت کردنش گسترده و تماشایی خواهد بود .
امیدوارم شهید سید اردشیر نیز ما را با زمزم شفاعت شستشو دهد.

خوش به حال شهید سید اردشیر وفایی

با بسم الله الرحمن الرحیم نوشتم تا ثواب بسم الله ...را نیز نثار  امام و همه ی شهدا به خصوص شهیدسید اردشیر وفایی کنم.آنان دربهشتند وشاید این کمترین هم با گفتن بسم اللهی راه نفوذی به دیار آن ها بیابم.

رسول خدا(ص) فرموده اند همه خوشبختی ها در این است که انسان عمر طولانی داشته باشد و آن عمر بلند را درره خدا صرف کند.

اما شهیدان همه ی خوشبختی ها را با کوتاه ترین عمرها نیز برای خویشتن به دست آوردند .آنان از سویی مسرورند که جان را با گرفتن سرطان ویا تصادف و ...از دست ندادند و از طرفی خوشحالند که یک شبه ره صد ساله  را پیمودند و در زیر چتر رضایت الهی قرار گرفتند و خون با برکت آنها برای همیشه صرف صراط اسلام  و دین شده است.

عزیز من آیا تا کنون شاهد جان دادن کسی بوده ای؟آیا دیده ای کسی را که به سرطان خون مبتلا شده باشد و ذره ذره در حال لاغر شدن و در ره جان دادن باشد ؟

چه روزها که از خوردن نان وغذایی و حتی گفتن سخنی و تکان دادن دست وپایی عاجز می مانند اما نمی میرند هر آن این لحظات بسیار سخت می گذرد و گذشت ساعتی از آن برابر با چند دهه از روزهای سلامتی.

آیا دیده اید این نوع مریض ها که روزهای متمادی زیادی به پشت خوابیده اند و بر اثر همین یک جا بودن ها پشت و پوست پشتشان سرشاز زخم می شود؟

  با این همه زجر و ذره ذره جان دادن این مرده ای بیش نیست ولی شهید  فدایی دین و چه بسیار است فاصله بین مقام  مردن و در ره دین شهید شدن ؟

از این رو با تمام وجود می نویسم خوش به حال شهدا .

خوش به حال شهید سید اردشیر وفایی که با همه ی قداستی که داشت و با آن دل پاکی که داشت به محضر  پدر و مادر محترم و مکرمش رسید ،آخرین خداحافظی و حلا لیت طلبیش را به اتمام رساند و  به دوستان شهیدش پیوست و بعد از گذشت سالها از شهادتش و  نیز بعد از چند سال انتظار آمدن جسد مطهرش به وطن اسلامی رسید و در بهشت زهرای کوهدشت قرار گرفت.




منتظرم

سلام

در روز  یک شنبه جان گیری از تبار عزرائیل آمد و جان سیدی از وفایی تباران را گرفت و چون از ذو الحقوق بنده بود قم را به مقصد زادگاه ترک کردم.در تدفین و تشییع او شرکت کردم در هر مجلسی سخن گفتم و سر سختانه اما منطقی و در قالب خوش رویی و خوش گویی از ره پر افتخار شهدا دفاع کردم و خلاصه برجستگی های کار شهدا و برکت خون آنها را یاد آوری کردم . 

در آن مراسمات برادر شهید سید اردشیر وفایی را دیدم و از او  خاطرات و عکس و ...آن شهید را طلبیدم. از امشب منتظر آن مرسولاتم.البته اکنون نیز خسته ام  اما به عشق شهدا نوشتم.